تبلیغات
GOT7 Fan Fictions - Together ep3
Welcome to GOT7 Fan Fictions
GOT7 Fan Fictions
پنجشنبه 8 مهر 1395 :: نویسنده : Yeganeh
جی بی: 
از دانشگاه میخواستم برگردم هتل پدرمو دم در دانشگاه دیدم توجه نکردم به راهم ادامه دادم میخواستم ازش رد شم یهو بهم چک زد هیچی نگفتم روشو بهم کرد داد زد پسره ی نمک نشناس





جین یانگ:داشتم از دانشگاه در میومدم جی بیو پدرشو دیدم چک زد تو صورت جی بی اخ ایول دلم خنک شد ^^
دستشو گرف سوار ماشینش کرد ...




جی بی:
داد زد سرم کجا بودی؟
اروم گفتم هتل
چرا دیروز یدفعه رفتی هان؟
من:چون ازون پسره بدم میاد 
بیخود میکنی
پوففففف پدر تا اینجا شما برام تصمیم گرفتین میدونم بزرگم کردین و لطف دارین اما این مورد خیلی بی انصافیه 
اعصابش خورد شد مشکل قلب داشت پدرم دستشو‌به قلبش گرف گفتم خوبید پدر؟
گفت دیگه پاتو خونه من نمیذاری 
بغضم گرف از ماشینش پیاده شدم سوار ماشین خودم شدم رفتم سمت هتل
بهرحال اگه قرار بود بین تباه نشدن زندگیم و پدرم یکیو انتخاب کنم زندگیمو انتخاب میکنم باید تو فکر پیدا کردن یه خونه باشم...


یونگجه : شب شده بود یه نفر زنگ زد خواهرم گوشیو برداشت گوشیو انداخت یدفعه جیغ زد ماماننننننن تعجب کردم رفتم دنبالش ببینم چی میگه گف بابا مرده گریه میکرد اون عجوزه هم انگار همچین بدش نمیومد خیلی عادی بود باور نمیشه ینی بابام مرده؟ینی من بی کس و‌کار شدم؟ دیگه زندگیم تموم شد کف اتاق نشستم عجوزه اومد گف پاشو دیگه کسی نیس نگهت داره از خونم گمشو بیرون 
خیلبی وقیهه ازهمون اولشم برا پول با پدرم ازدواج کرد دیگه چیزی وجود نداشت بخوام بمونم رفتم لباسامو جمع کردم زنگ زدم به جکسون ادرس خونه رو‌گرفتم رفتم تو به جکسون گفتم پدرم مرده گریم گرف بم بم اومد بغلم کرد گفت متاسفم هیونگ یکم اروم شدم یه دید به خونه انداختم چهارتا اتاق داش نسبتا خوب بود 


جکسون:
بم بم پرید بغلش -_- چرا نمیفهمه دوسش دارم چرا نمیفهمه رفتارم با اون فرق داره نسبت به بقیه پوف نکنه اون یونگجه رو دوس داره وای نه اینجوری نیس جکسون وانگ خودتو جمع کن
جی بی:
رفتم هتل یه دختره خورد بهم گفتم هوی کوری نمیبینی جلوتو؟
جیون :ببخشید 
نگاش کردم چه خوشکل بود شبیه کره ایا هم بود گفتم اهل کجایی؟
جیون:کره
به کره ای گفتم واقعا؟
جیون به کره ای گف اره تو هم کره ای هستی؟ 
چهرش با ذوق بود گفتم اره
جیون:خوشبختم اوپا^^
لبخند زدم به نظر دخترخوبی میومد من هیچ دوستی نداشتم باهاش مشورت کنم نمیدونستم وقت داره یا نه فقط پرسیدم میشه باهات مشورت کنم؟
جیون:ااا اره مه اینجا تنها ام خوشحال میشم کمکت کنم^^
بهش اعتماد کردم رفتیم کافی شاپ ماجرا رو براش تعریف کردم
جیون:چرا یه مدت نمیری کره؟
من:کسیو ندارم برم کره چیکار
جیون:خب ادامه دانشگاهتو انتقالی بگیر 
جی بی:جایی ندارم ک برم پول خیلی دارم ولی کسیو نمیشناسم خونه بگیرم
جیون خب راستش داداش من دبیرستانیه با دوستاشه تو یه خونه خونشم اندازه کافی جا داره چرا نمیری پیش اونا؟
جی بی:از پیشنهادش خوشحال شدم ولی پدرم تنها میموند میدونستم اگه بمونم مجبور بودم برم جین یانگو بگیرم ترجیح میدم برم کره
رومو بهش کردم گفتم میتونم برم پیششون
جیون:البته باهاشون هماهنگ میکنم^^
 تشکر کردم رفتم تو اتاقم 
ینی قراره برگردم به زادگاهم؟وای خوشحالم دلم برا کره تنگ شده خیلی وقته اونجانبودم قراره با بچه دبیرستانیا زندگی کنم خخخخ داشتم میفکریدم کم کم خوابم برد


جیون:
زنگ زدم به بم بم گفتم سلام داداشی خوشحال شد از صداش معلوم بود گف سلام خواهر جونم ^^ 
بهش مسئله جی بیو توضیح دادم در اخرشم گفتم پسره خیلی جذاب و خوشتیده 
بم بم:عررررر اخ جون خخحخ
پس میتونین برین فرودگاه دنبالش؟
بم بم:اره حتما^^
باشه خداحافظ داداشی بوسسسسس
بم بم:بوبوی ابجی جونم
ادرسو فرستاد برای جی بی ارسالش کردم 








جی بی :
رفتم کارای انتقال دانشگاهو انجام دادم انتقال ماشینمم جور‌کردم اونجا که نمیشد بی ماشین بود لوازممو جمع کرده بودم یه هفته طول کشید فقط مونده بود خداخافظی از پدرم 
چجوری باهاش خداخافظی کنم 
چجوری باهاش روبرو شم
یه ساعت به پرواز فرودگاهم بود رفتم خونمون پدرم نشسته بود طبق معمول روزنامه میخوند تا دیدم گفت گمشو بیرون رومو بهش کردم گفتم پدر من دارم میرم کره فقط خواستم خداحافظی کنم
اعتنام نکرد 
تعظیم کردم گفتم خداخافظ پدر دوستتون دارم رفتم بیرون رسیدم فرودگاه سوار هواپیماشدم هواپیما بلند شد





جکسون:بم بم اومد صبح زود پرید روم شوکه شدم چیه چی شده اول صبحی
بم بم:دوستم داره از امریکا میاد همونی که قرار بود بیاد خونه ما
پوف همیشه به فکر همه بود جز من اصن براش مهمم؟اصن درکم نمیکنه پاشدم بزور لباس پوشیدم رفتیم بیرون تاکسی گرفتیم تا فرودگاه واردش شدیم 



بم بم:جیون عکس جی بیو فرستاده بود عجب پسری بودا کوفتش شه دوس دخترش  همینجوری نگاه میکردم بقیه رو یدفعه دیدمش وای پسر محشر بود از عکسشم باحال تر محو بودم جکسون یدفعه تکونم داد کوجایی؟
گفتم اوناش پیداش کردم رفتم سمتش دستمو دراز کردم عینک دودیشو در اورد وایییییی چشاششش عرررررر با شک پرسید بم بم؟
گفتم اره خودمم^^ باهاش دست دادم چه هیونگ باحالیه ^^
جکسون گف بیاین بریم تاکسی بگیریم‌ 
جی بی: چرا تاکسی من ماشین دارم دم در میتونیم تحویلش بگیریم
من:عرررر ماشین دار شدیم اخ جون
جی بی لبخند زد واییی چه سکسیه من محو شدم وووهویییی
سوار ماشین جی بی بودیم تو راه به یونگجه فک میکردم غذا درستی نمیخوره صبح تا شب رو‌تخن درازه و دیوارو میبینه هعی نگرانش بودم لاغر شده بود رسیدیم جی بی ماشینو پارک کرد با جکسون کمکش کردیم وسایلشو بیاره خونه‌ رسیدیم خونه یوگیوم پرید جلو گف سلام مهمون جدید چن سالته ؟
جی بی خندید گف ۲۳ یوگیوم خندید گف ۱۸ سالمه^^ باهاش دست داد 
جکسون زد به شونه جی بی گف خب جه بوم شی اینجا چهارتا اتاقه چهارتاشم پره باید با یکی هم اتاق شی کیو انتخاب میکنی؟
جی بی:شما که سه تایین چهارمیه کو؟
من :راستش یونگجه هیونگ اوضاع روحیش خیلی خوب نیس 
جی بی:چراز
من:مادرش وقتی بچه بود فوت کرد   از خونه بیرونش کرد پدرش چن روز پیش فوت شد





جی بی:
باخودم گفتن مث منه منم مامانمو وقتی خیلی کوچیک بودم از دست دادم دلمپمیخواس بیشتر بشناسمش گفتم میشه با یونگجه هم اتاقی شم؟
بم بم:خب ما بهش نگفتیم تو میای نمیشناسدت
من:با پر رویی ساکمو گرفتم گفتم خودم اشنا میشم باهاش اتاقش کدوم طرفه؟
بم بم اشاره به اخر خونه یه اتاق بود کرد رفتم سمتش درو باز کردم دیدمش رو تخت دراز بود گفت ناهار نمیخوام بم بم لطفا برو‌ 
حس غمو تو صدای قشنگش حس میکردم 
نمیدونم چم شد دلم به حالش سوخت در اتاقو‌بستم ساکامو گذاشتم رفتم سمتش دستمو رو شونش گذاشتم روشو برگردوند ‌تعجب کرد 
توکیی؟
-ایم جه بوم
یونگجه :اینجا چیکار میکنی؟
هم اتاقی جدیدتم چیه دلت نمیخواد باهات یه اتاق باشم؟
یونگجه:از کجا اومدی چرا اینجایی؟
من:از امریکا اومدم میخوام یه مدت کره بمونم 
یونگجه:نه نمیخوام بری منم اینجا مهمونم
من:نه مهمون نیسی خونه دوستته صاحب خونه ای
آهی کشید هیچی نگف دوباره زل زد به دیوار






نوع مطلب : Together، 
برچسب ها : 2jae، Markjin،
لینک های مرتبط :

جمعه 6 اسفند 1395 04:36 بعد از ظهر
دلم به حال یونگجه سوخت
آخی جی بی چقد مهربونه
پنجشنبه 13 آبان 1395 07:24 بعد از ظهر
حرف نداشت
Yeganeh
جمعه 9 مهر 1395 04:06 بعد از ظهر
خیلی خوب بود
Yeganeh فدات
پنجشنبه 8 مهر 1395 09:16 بعد از ظهر
اوووف این بم بم چقدر واسه جی بی ذوق میکنه ایییش برو بچسب به جکسونت پررو :|
من کلا با زوج جیون و جی بی مخالفم-___- همینم که باهاش حرف زد حرصی شدم
دوجه زودتر به هم برسید
فایتینگ
Yeganeh من عاشق دیوونه جیون خخخ
بم بمم ...
دوجه هم
پنجشنبه 8 مهر 1395 07:26 بعد از ظهر
قالب جدید مبارک
Yeganeh سلامت باشی
پنجشنبه 8 مهر 1395 07:12 بعد از ظهر
آخه چرا یانگجهولی خوبه یکی مثل خودش رو پیداکرد
مسی خیلی عالی بود
Yeganeh بمیرم بونگجم برا من سخت تر بود عررر
پنجشنبه 8 مهر 1395 04:18 بعد از ظهر
یا اااااااااا چرا همه چیز انقد تند پیش رفت اخه؟
یعنی دیگه جونیور نیست؟؟؟
یونگجههههههههههههه دلم واسش کبابههههههههه
زود ادامشو بنویس
Yeganeh نه بابا حالا حالاها با جین یانگ‌کار دارم
پنجشنبه 8 مهر 1395 04:12 بعد از ظهر
یه کم هضمش واسه من سخته
مثلا جی بی میخوره به یه دختره بعد کل زندگیشو واسش تعریف میکنه
نمیشه که
بعدم دختره خیلی راحت میفرستش کره :|
بم بم هم که کلا همینجوری چشم بسته قبول کرد جه بوم بیاد پیششون
ناسلامتی خونه واسه جکسونه :|
کلا یه کم تخیلیه
ولی مرسی خوب بود :)
آهان لطفا یه ذره فونت رو درشت تر کن چشام تقریبا کور شد
Yeganeh هی روزگار دیگه یجوری باید میوردمش کره خخخخ
چشم ببشید درشت میکنمش
پنجشنبه 8 مهر 1395 03:58 بعد از ظهر
ایول عالی شد جه بومی اومد کره
آخییی یونگجه بچه ام چه مظلومه
جکبممممممممم
بمی حواسش به همه هست جز جکی
خیلی قشنگه من که خیلی دوسش دارم
Yeganeh انقد گریه نکن دیه
پنجشنبه 8 مهر 1395 03:16 بعد از ظهر
یوهاهاها
کی میشه ما صحنه بخونیم؟
بم بم عاشق ج بوم شد ؟
چ باحاااااااااااال
بنظرم فیکت از اوناست ک ادم میخونه نا خود اگاه بالا پایین میپره
مارکجین
Yeganeh خخخ صحنه بسی زیاد است من هم بسی منحرف یوهاهاها
پنجشنبه 8 مهر 1395 01:44 بعد از ظهر
کم بود
Yeganeh خوب بودا قالب سایت عوض شده کم دیده میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


به وبلاگ فن فیک گات سون خوش اومدید. امیدوارم لحظات خوبی رو دراینجا سپری کنید^.^

مدیر وبلاگ : Mahdis
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :