GOT7 Fan Fictions
Welcome to GOT7 Fan Fictions
درباره وبلاگ


به وبلاگ فن فیک گات سون خوش اومدید. امیدوارم لحظات خوبی رو دراینجا سپری کنید^.^

مدیر وبلاگ : Mahdis
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



سلام دوستان یه مدت نیستم نت ندارم بابام گفته دیگه 
اینترنتو شارژ نمیکنه
یوگیوم:


دو روز کامل رو رقصش بودیم جین و جی بی هیونگم دانشگاه نرفتن مام تعطیل بودیم یونگجه یکم تو یادگیری رقصا مشکل داشت جی بی شبا بیدار میموند باهاش تمرین میکرد خلاصه بالاخره رقصشو یادگرفتیم موقع ناهار بود از بیرون سفارش دادیم جی بی غر میزد ولی یونگجه خسته بود حس درس کردن ناهار نداشت غذا رسید باهم خوردیم 
سر صحبتو باز کردم
من:جی بی هیونگ چجوری پارتارو میخوای تقسیم کنی؟
جی بی:خب قبلا بهش فکر کردم رپ ها رو جکسون و بم بم و‌مارک بخونن نیمه رپ ها یا وکال کمکیو  تو و مومو میخونین وکال هارم منو یونگجه و جین یونگ البته قسمت وکال اصلیو یونگجه میخونه چون صداش قویه
جین:اوهوم تقسیم بندی خوبیه حالا کدوم پارتو کی بخونه؟
جی بی:رپ اولو جکسون بعد بم بم بخونه بعدش پارت وکاله که من میخونم بعد منم مومو میخونه تیکه بعدشو بعد مارک بیاد قسمت هارد کری گفتنو قسمت دومشم مومو بیاد بعد یه رپ هست مارک میخونه بعد وکاله یوگیوم میخونه بعد دوباره من بعد یونگجه
یونگجه :یا اروم بگو هیچی نفهمیدم
من:-_- اهنگو بذار تا دقیق بگم کی کجا رو‌میخونه
یونگجه اهنگو پلی کرد جی بی یکی یکی توضیح داد زیاد وقت نداشتیم شروع کردیم دوباره به تمرین دفعه اول جی بی و بم بم خیلی خوب خوندن شب شد تقریبا خوب بودیم هممون ولی خسته بودم همه رفتن اتاقاشون مومو هنوز نرفته بود رو کاناپه دراز کشیدم مومو اومد سمتم نگاهش کردم 
مومو:کارمون خوبه مگه نه؟
من:اوهوم خیلی خوبیم
مومو:اگه تو جی وای پی قبول شیم مث یه رویاست برام 
لبخند زدم با صدای مطمعنی گفتم :قبول میشیم
لبخند زد بلند شد گفت شبخیر خوب بخوابی 
من:توهم همینطور عشقم
خندش گشاد تر شد رف اتاقش پتو رو روم کشیدم چشامو بستم




جی بی: 
وارد اتاق شدیم یونگجه بدنش درد میکرد دراز کشید رو تخت ناله میکرد رفتن کنارش شروع کردم به ماساژ دادنش بدنش خیلی نرم بود حق داشت عضله هاش تحلیل رفتن رقص هارد کری سخت بود اونم برای این بدن اروم ماساژش میدادم نیم ساعت گذشت 
من:بهتر شدی؟
یونگجه :اوهوم ممنونم اوپاا
دستمو کشید کنارش دراز شدم صورتش نزدیک صورتم بود نگاهش کردم لبشو اورد جلو غنچه کرد لبامو رو لباش گذاشتم یه بوسه طولانی داشتیم لباشو برداشت دستاشو دورم حلقه کرد 
یونگجه:شبخیر اوپاا
من:شبخیر نفسم


مارک:صبح شد اروم جینو تکون دادم 
جین :(باصدای خمار)یکم دیگه بخوابم؟
مارک:نه عشقم باید تمرین کنیم فردا مسابقس 
بزور پاشد رفتیم بیرون صبحونه خوردیم با بچه ها شروع به تمرین کردیم ظهر شد 
مومو:خب تا فردا صبح استراحت کنین تا ماهیچه هاتون باز شن 
یونگجه:اخیش استراحت
هممون ولو شدیم تو سالن پای جکسون داش میرف تو حلقم پاچشو گرفتم انداختمش اونور رومو برگردوندم جین داش میخندید بهم نیشم باز شد لبخند دندون نمایی زدم بهش نزدیک تر شدم در گوشش گفتم کاری نکن ببرمت اتاق اهم اهم 
سرخ شد روشو برگردوند خندم گرف دور و برو نگاه کردم جی بی که بیهوش بود همیشه ولش میکردن خواب بود یونگجم رفته بود حموم جکسونم که دراز بود با بم بم فک میزد منو جینممم کنارهم بودیم مومو هم طبق معمول سر یخچال بود یوگیومم فیلم دنسمونو نگاه میکرد تا اشکالاشو رفع کنه استراحت کردیم شب شد شام خوردیم 
یونگجه:باورم نمیشه فردا روز موعوده
مومو:فکر کن بریم جی وای پی ارتیست شیم 
یونگجه:ااا سوزی کمپانی جی وای پی نبود احیانا!؟
مومو:اره مگه نمیدونستی؟
یونگجه ذوق کرد جیغ زد گفت جدیییییی؟
مومو:۰_۰ اره
جی بی چپ چپ نگاهش کرد:خب که چی؟
یونگجه:اااا فنشم
جی بی:چشمم روشن
یونگجه :فن سادم دیگه
جی بی:فن ساده انقد ذوق میکنه؟
یونگجه:ببخشید
جی بی لبشو کج کرد شام تموم شد رفتم اتاقمون بعد چن دقیقه جین هم اومد خوابیدم رو تخت نگاهش میکردم متوجه نگاهم شد
جین:چیه؟
من:هیچی
جین:چرا اونجوری نگام میکنی؟
من:چون خوشکلی
اومد بغلم گونمو بوسید دستامو سفت دورش حلقه کردم 
جین:مارکی
من:جونم؟
جین:از شکست میترسم
من:کی گفته قراره شکست بخوریم؟ما میبریم
جین:منظورم مسابقه نیس
من:پس چی؟
جین:تو
من:هوم؟
جین:هیچوقت تنهام نذار
من:بدون تو نمیتونم زندگی کنم هیچوقت فکرنکن تنهات میذارم
لبخند زدم رو سینمو بوسید :شبخیر
من:شبخیر


بم بم:
صبح شد استرس داشتم سریع صبحانه خوردیم نصفمون با ماشین جی بی رفتن نصفمون با تاکسی رسیدیم محل مسابقه کلی ادم اونجا بود استرسم بیشتر شد جکسون دستمو گرف گف چرا رنگت پریده؟
من:استرس دارم
جکسون:جاست ریلکس مای لاو چیزی نیس ک میریم حال کنیم بزنیم برقصیم
از خون سردیش خندم گرف گرمای دستش بهم ارامش میداد این بشر همیشه محشره چن ساعت گذشت ورود تیم مارو اعلام کردن سعی کردم خونسرد باشم وارد شدیم و...







نوع مطلب : Together، 
برچسب ها : Jackbam، 2jae، Markjin،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 20 آبان 1395
Yeganeh
شنبه 7 اسفند 1395 04:12 بعد از ظهر
اااااااااااااااههههههههههههه
کی بقیشو می زاری؟
من داستان موخوام
شنبه 29 آبان 1395 10:21 قبل از ظهر
من نظر نداده بودم عایا؟
سه شنبه 25 آبان 1395 10:05 بعد از ظهر
الان همه در استرسناووووه جی بوم خیلی باحال گفت چشمم روشن
Fighting
شنبه 22 آبان 1395 04:27 بعد از ظهر
عرررررررر یونگ جه میلاوم
جمعه 21 آبان 1395 03:17 بعد از ظهر
واااااااااای استرس گرفتم که
سعی کن زودتر بیاااااای دلم تنگ میشه
بچم تواناییش زیاده دست کم نگیرینشیونگجه رو میگم
جی بییییییییییی مراقب پسرم باش
منتظر ادامشم
جمعه 21 آبان 1395 09:58 قبل از ظهر
وبلاگ خوبی است ممنون از شما به سایت ما هم نگاهی بیندازید
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
پنجشنبه 20 آبان 1395 12:14 بعد از ظهر
وب متفاوت و زیبایی دارین خیلی خوشحال شدم دوباره به وبتون اومدم خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم به وب منم سر بزنینممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.