GOT7 Fan Fictions
Welcome to GOT7 Fan Fictions
درباره وبلاگ


به وبلاگ فن فیک گات سون خوش اومدید. امیدوارم لحظات خوبی رو دراینجا سپری کنید^.^

مدیر وبلاگ : Mahdis
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام
برید ادامه
نظر یادتون نره

 یوگیوم

از خونه بیرون رفتم و یه گشتی زدم. یه نگاهی به ساعتم انداختم-دیگه نزدیکای ظهر بود به سمت مدرسه نایئون حرکت کردم،به مدرسش رسیدم یه نگاهیی انداختم و با خودم گفتم مث اینکه هنوز تعطیل نشدن،یه نیمکت درست  رو به روی مدرسش بود.از خیابون رد شدم و روی اون نیمکت منتظر نشستم تا مدرسش تموم بشه.تو فکر بودم که صدای زنگشون اومدو چند تا دختر از مدرسه خارج شدن با لبخند از جام بلند شدم و آروم رفتم اونور خیابون و جلوی مدرسه ایستادم تا نایئون بیاد بیرون.

نایئون رو دیدم که از دور داره میاد لبخند ملیحی زدم و براش دست تکون دادم بهم نزدیک تر شد و منم جلو تر رفتم .

من:سلام.

نایئون:سلام.....

دیگه چیزی نگفتیم.دستشو گرفتم و به دنبال خودم کشیدمش.رسیدیم به یک بازار همینجور راه میرفتیم و به اجناس داخل بازار نگاه میکردیم،تا این که یه مغازه توجهمو جلب کرد.همینجور که دست نایئون تو دستم بود به مغازه نزدیک تر شدم و نگاهی به ویترینش انداختم.مثل این که نایئون هم مثل من از وسایل اون مغازه خوشش اومده بود. در مغازه رو باز کردم و وارد شدم یه تل که شبیه گوشای خرگوش بود برداشتم و روس سر نایئون گذاشتم،خیلی بهش میومد کیوت شده بود*----* واسه خودمم میکی موسشو برداشتم و گزاشتم روی سرم،ایینه ی کوچیکی اونجا بود برداشتمش و خودمو نگاه کردم اروم خندیدم..... بهم میومد.

از جیبم پول دراوردم و این دوتا رو حساب کردم.و باهم از مغازه بیرون رفتیم.

یکمی راه رفتیم که چشمم به یک کفش فروشی افتاد با نایئون رفتیم داخل یه کفش زوجی صورتی و توسی دیدم خیلی خوشگل بودن.

من:نایئون؟

نایئون:بله؟

من:سایز پات چنده؟؟

نایئون:واسه چی میخوای؟

من:تو کفش فروش سایز پا رو واسه چی میخوان دقیقا؟؟؟!!فک کنم تو مدرسه زیادی بهت فشار اومده -___-

نایئون:عجب:/

من:نگفتی؟

نایئون:37

به فروشنده سایز پای خودمو نایئونو گفتم و منتظر شدم که برامون از اون کفش بیاره،چند دقیقه بعد دو تا جعبه کفش اورد و داد دست من،منم در جعبه ها رو باز کردم و یه جفتشو دادم به نایئون و گفتم بپوشه ببینه خوشش میاد یا ن؟

نایئون:این کفشا واسه چیه؟مگه منو تو با هم قرار میزاریم که از اینا بپوشیم؟

من:خدا رو چه دیدی شاید به زودی قرار گزاشتیم.

نایئون: :/خداوندگارا شفا نازل فرما.

کفشا اندازمون بود.نایئون میخواست کفشو دربیاره و واسه خودشو بپوشه که با هزار خواهش و تمنا راضیش کردم.

از قبل براش یه گردنبد خریده بودم که نماد بینهایت روش بود و میخواستم امشب بهش بدم.

از مغازه که بیرون رفتیم کمی قدم زدیم به یک پارک رسیدیم و روی نیمکت نشستیم......

***

جه بوم

با یونگجه برای مراسم تشیع جنازه پدرم از خونه بیرون رفتیم.تو راه همش سعی میکرد چیزایی بگه که من خوشحال بشم منم به زور لبخندی روی لبم میوردم ولی فکرو خیالایی که تو سرم بود نمیازشتن از ته دل بخندم و دلم گرم باشه.

سوار تاکسی بودیم اروم به یونگجه گفتم:نمیتونم تو ماشین نفس بکشم!میشه تا اونجا پیاده بریم منم یه هوایی بخورم و حالم بهتر شه؟

یونگجه:باشه الان به راننده میگه که میخواییم پیاده شیم.فقط تو ناراحت نباش.

لبنخد مصنوعی ای زدم و سرمو برگردوندم و از شیشه ماشین بیرونو نگاه کردم.

یونگجه:ببخشد آقا!!ما پیاده میشیم اگه میشه همین کنارا نگه دارید ممنون میشم ^^

راننده:بله خواهش میکنم.

یونگجه:کرایتون چقد شد تا اینجا؟

راننده:5$

از جیبش پولو درآورد و داد به راننده و درو باز کرد منم منتظر بودم که پیاده شه تا منم پیاده شم.

تاکسی ازمون دور شد.خیابون خیلی خلوت بود.

با یونگجه راه میرفتیم و حرف میزدیم که من مکث کردم. رو به  روش ایستادمو خودمو تو قسفسه سینش جا کردم.گلوم داشت از بغض میترکید....

دستشو محکم دورم حلقه کرده بود دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم و بغضم با صدای بلندی ترکید و اشکام جاری شدن.....

نظر فراموش نشه!





نوع مطلب : be consistent، 
برچسب ها : yugyeom، nayeon، 2jae، jackbam، markjin،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 28 آبان 1395
Hediye
یکشنبه 5 دی 1395 12:51 بعد از ظهر
سلام چقدکم بود
یه سوال داشتم جی بی ویونگجه تواین فیک کاپلن؟
دوشنبه 1 آذر 1395 10:19 بعد از ظهر
Hediye
جمعه 28 آبان 1395 11:32 قبل از ظهر
اخییییییییییییییییییییییی جه بومیییییییییییییییییییییی هولجیما هولجیمااااااااا
هنوز هم میگم نایونو نمیخوااااااااام
منتظر ادامشم
Hediye

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.