تبلیغات
GOT7 Fan Fictions - Im Jaebum is mine.ep3
Welcome to GOT7 Fan Fictions
GOT7 Fan Fictions
یکشنبه 12 دی 1395 :: نویسنده : yugili








آنیو آگاسهه میدونم هنوز دوشنبه نیومده اما من داسی رو به مناسبت سال نو زودتر آپش کردم سال نو مبارک باشه آگاسه های گلم
راسیی قالب جدیدم مبارکک تشکرات بسیارازمدیرجان که قالب رو عوض کردن وصفادادن به وبسارانگه مدیرنیم
خواهرای گلم یه نکته ای روبایدبگم لطفااا حتما به تاریخهای داستان که میزنم دقت کنید چون برخی وقایع که شرح داده میشن همزمانی ندارن مثلا الان سونگجه توی یک ماه قبل از یونگجه سیرمیکنه دقت کنید که سوال پیش نیاد...نکته دیگه اینکه آهنگی که میزارم رو حتما حتما دان کنید واونجایی که اشاره کردم گوشش کنید چون بدون گوش کردن آهنگ فاز داستان رونمیدرکین

رمزرو برداشتم ازروی پست بفرمایین ادامه که خیلی حرف زدم

*سونگجه

سه روز بعد20/11/2016

~خانوم ها وآقایان  کاپیتان لی صحبت میکنه.ازهمه ی شما برای انتخاب آژانس هواپیمایی ما برای سفر طولانی مدتتون سپاسگزارم.امیدوارم که پرواز خوبی رو سپری کرده باشین وازسفرخودتون به شهر زیبای سئول لذت ببرید.

چشم بندم رو کمی بالا کشیدم وبه کناردستم نگاه کردم.لبخندزد

+بیدارشدی پسرم؟!

_..........

درجواب فقط کمربندم رو باز کردم وخم شدم سمتش تا کمربندش رو باز کنم.کمکش کردم تا از هواپیما خارج بشه باهمدیگه خیلی آروم از پله ها پایین میرفتیم همین که آخرین پله رو گذروندیم حس کردم بدنش سست شد.سوالی بهش چشم دوختم

+باورم نمیشه که به اینجا برگشتم...

ودوباره اشک توی چشم هاش جمع شد.انگار این روزها دل نازک شده بود مادر بی رحم گذشته من.و...ودوباره پوزخندی که روی لب من نشست.

به محض ورودمون به گیت دونفر اومدن استقبالمون که شناختی ازشون نداشتم گویا وکیل مادر اونهارو به عنوان خدمتکارمون برای مدت اقامتمون توی کره استخدام کرده بود.بدون اینکه چیزی بگم یااینکه بخوام چیزی از حرف هایی که بین مادرم واون زن جوان ردوبدل میشد سردربیارم فقط دنبالشون میرفتم.

********************************************************

*یونگجه

_منظورت از معامله کردن چیه؟؟؟من اصلا سراز حرفهات در نمیارم.

+ههوووففف آتیشت خیلی تنده چویی یونگجه.بیس آهنگش محشره نه؟!

جملش تموم نشده بودکه ازجاش بلندشدوباگرفتن وکشیدن دستم من روهم مجبور کرد بایستم روبه روش

با آهنگ ریتم گرفته بود ومن روهم وادار میکرد تکون بخورم.

موزیکش واقعا محشربود تقریبا کل جمعیت بار روی پیست ایستاده بودن و می رقصیدن.جه بوم ودوستاش دقیقا روبه روی من و پشت سر سوزی بودن وداشتن میرقصیدن.یک لحظه با چیزی که وسط جمعیت باچشم هام دیدم شوکه شدم.درست همون موقع سوزی هم به خاطر حرکت رقصش به عقب چرخیدوچیزی رو که نباید دید....

خواستم جلوش روبگیرم تابرنگرده اما دیگه دیربود

نمیدونم اگر من به جای اون بودم توی همچین موقعیتی چیکار میکردم

دوباره برگشت سمتم حرکاتش عصبی شده بودن وخنده های عصبی میکرد

+هی چویی یونگجه نمیخوای یکم خوش بگذرونی خودتو تندترتکون بده...

اون میخندید ومن هنوزشوکه  به بوسه مارک واون یکی پسری که باهاشون بود نگاه میکردم...

*****************************************************

*مارک

هاج وواج ایستاده بودم وبه رفتنشون نگاه میکردم

توی چندماهی که ازهم جداشدیم رفتارش باهام حسابی زننده شده ....اصلا قرارنبود جه بوم امشب این دختره رو دعوت کنه پس اینجا چیکارمیکرد؟؟؟؟

پوفی کشیدم وبادستم موهای پشت سرم رو بهم ریختم ودست دیگم رو توی جیب شلوارم گذاشتم.

+مارکی؟!

باشنیدن صدابرگشتم عقب

+اومدی عشقم؟!چرا اینقدر دیرکردی نگرانت شدم

لبخندی به روش پاشیدم.یک قدم به سمتش برداشتم سرم رو روی سینش گذاشتم وبادماغم نفس عمیقی کشیدم.

_بوی خیلی خوبی میدی

صدای خنده آروم وریزش منو به خلصه بردوبوسش روی سرم تاپای مرگ رفتم وبرگشتم

دستهام داشت میرفت که از پشت روی کمرش فرودبیاد اما باصدای جه بوم متوقف شدم

*یاا یااااا یااااا شما دوتا حال به هم زن نیومدین اینجا خلوت کنید.تاجایی که من اطلاع دارم به خاطر من اینجایین

ازیوگیوم جداشدم

_آره اومدیم اینجا تا جدایی ایم جه بوم بزرگ از 33ومین دوست دخترش و شروع یکهفته ای قرارگذاشتنش با دوست دختر 34امینش رو جشن بگیریم.

هرسه باخنده رفتیم وروی مبل های قسمت vipبار نشستیم.

+هیونگ واقعا از 10سالگی دوست دختر داشتی؟!

*اوهوم.......نمیدونم شاید قبل ازاونم داشتم وخودم یادم نیست

+آهههه هیووونننگگگ بدنم مورمور شد تمومش کن لطفا

جه بوم قیافش رو درهم کرد وگفت

*منم وقتی شما دوتارو میبینم بدنم مورمور میشه

یکی زدم پس گردنش

_لیاقت نداری احمق

داشتیم باهم بگو بخند میکردیم که بقیه بچه ها به علاوه دوتا دختر غریبه هم به جمعمون اضافه شدن که خیلی سریع فهمیدم یکیشون دوست دختر جدید جه بومه

جه بوم ازنظر من گی بود چون اون هیچوقت به دختری تمایل نشون نداده اما خودش نمیخوادچنین چیزی رو قبول کنه و دائما بادخترها دوست میشه وبعدازیکهفته یاحتی کمترباهاشون به هم میزنه وبهونش اینه که اون دختر فلان نقص رو داشت.

همگی مشغول خوردن مشروب وبگوبخند بودیم وگاهی رقصنده هارونگاه میکردیم

~هی پاشین یکم برقصیم من خسته شدم ازبس نشستیم.

باموافقت همه تک به تک از جامون بلند شدیم وشروع به رقصیدن کردیم.

رقص یوگیوم با آهنگ دیوونه کننده بود البته چیزعجیبی نیست اون تمام جوایزاولین نفر بهترین مسابقات رقص کشور رو گرفته.

ازعمد داشت درست جلوی چشم من سکسی میرقصید

حرکاتش باعث میشدن که حتی به سختی نفس بکشم

نزدیکم اومد

+یااا مثل مجسمه اینجا نایست باهام برقص

یعنی تمام مدت ساکن ایستاده بودم چراخودم فکر میکردم دارم میرقصم...هوووففف زیادی محو حرکات یوگی شده بودم

دستمو گرفت وکشید تقریبا منو انداخت توی بغل خودش

پشتم بهش بود

کم کم شروع کردم به رقصیدن ...ریتم آهنگ کاملا سکشی بود ومناسب برای رقص دونفره (آهنگو گوش کنید میفهمین چی میگه اهل دلا میدونن آهنگ سکسی چیست پیشنهادمیکنم برای خوندن این پارت آهنگو گوش کنید )

حین رقصیدن دستاش ازپشت اومدن وروی شکمم قرارگرفتن...خوردن همون یذره مشروب داغم کرده بود وحالا لمس های آتشین یوگیوم..دستم ناخودآگاه بالارفت وپشت گردنش قرارگرفت...سرش رو توی گردنم فروبرد وشروع کرد به بوسیدن گردنم

دست هاش یک لحظه بی حرکت نمیشدن ودائم روی بدنم حرکت میکردن...داشتم توی بغلش ذوب میشدم حالم داشت هرلحظه خراب ترمیشد...

Come a little closer to me now

انگار هردومون منتظر شنیدن چنین جمله ای از خواننده بودیم سریع برم گردوند سمت خودش ومنم با اشتیاق از گردنش آویزون شدم ولبهام رو به لبای وسوسه انگیز وخیسش رسوندم(اگه جمعه فیک آپ نشد بدونین من به خاطر این صحنه یوگمارک مردم حتما بعدا ها باعنوان یوگمارک شیپراعظم ازم یادکنید)

لبهاش رو میمکیدم وبادستهام بدنش رو لمس میکردم ...عرق از زیر موهام روی گردنم میچکید...گردن یوگیوم هم کاملا خیس بود

فقط یه چیز توی فکرم میچرخید اونم اینکه باید ازشر لباسهامون خلاص بشیم....میخواستم همین حالا بدنش  روبدون این لباسهای مزاحم  لمس کنم.ازش جداشدم ودستش رو گرفتم ودنبال خودم کشوندمش.صدای جه بوم رو شنیدم که گفت کجا میخواین برین اما اهمیت ندادم.

******************************************

*سوزی

حالم ازش به هم میخوره حرومزاده....6ماه باهم بودیم هربارفقط من میبوسیدمش وهیچوقت همراهیم نمیکرد اما حالا یه جوری داره پسره رو میبوسه انگار که آخردنیاست.(باشدکه جفت چشمات ازکاسه دربیاد)

آره درسته آخردنیاست...دنیای عاشقونتون رو نابود میکنم فقط صبرکنیدوببینید

برگشتم سمت یونگجه مات ومبهوت به من وصحنه عاشقانه پشت سرم نگاه میکرد.خنده ی هیستریکی سردادم وگفتم

_هی چویی یونگجه نمیخوای یکم خوش بگذرونی خودتو تندترتکون بده...

دوباره خندیدم و شروع کردم به رقصیدن باموهام وسرم

همونطور که داشتم  میرقصیدم باتنه ای که بهم خورد توی بغل یونگجه افتادم (یونگجه لاورها بامن مهربان باشید من هنوز آرزو دارم برم کنسرت گاتسون منو نکشین)سرم رو که بلندکردم دیدم مارک دست یوگیوم رو گرفته وباعجله داره دنبال خودش میکشونه....

احمق نبودم که نفهمم قراره لحظات عاشقونه ای روباهم شروع کنن ...قلبم چشمهام همه وجودم شروع کردبه سوختن..

+یااا نونااا باتوام حالت خوبه؟؟!!!

_می..میشه ...منوازاین..جا ببری بیرون...

حالم یدفعه بدشده بود نمیفهمیدم دوروبرم چه خبره حس میکردم توی جهنمم فقط به هوای آزادوخنک نیازداشتم پس ناچار شدم از یونگجه کمک بخوام

***********************************

*جه بوم

تمام مدتی که توی بار بودم حواسم بهش بود میتونستم بفهمم که اونم هوش وحواسش به منه توی چندشبی که توی چندماه اخیردیده بودمش باورم شده بود که حتما عاشقمه اما امشب وقتی باسوزی دیدمش کاملا ناامیدشدم.

داشتم با هیوهیون میرقصیدم اما نگاهم توی جمعیت دنبال اون میگشت.درست کنار سوزی بود وداشت باهاش میرقصید.چطور یه پسرمیتونه اینقدر جذاب وبی نقص باشه.چهره جذاب وهیکل فوق العاده

مارک ویوگیوم رو دیدم که باسرعت ازکنارشون گذشتن

_هی کجامیخواین برین؟؟!!!

سوالم هیچ جوابی نداشت ومن هم دیگه خیلی برای شنیدن جوابش مشتاق نبوم وقتی سرسوزی رو روی سینه اون پسردیدم.

نمیدونم چرا اما دیدن اون صحنه اصلاوابدا واسم خوشایندنبود.

**********************************

پایان قسمت سوم

خب فکر کنم فیک تاجایی پیش رفته که دیالوگ هاوصحنه های برتر رو واسم مشخص کنید.

لطفا واسم کامنت بزارین میخوام بدونم از چه صحنه ها ودیالوگ هایی بیشتر خوشتون اومده.

موسیقی متن 

اگر نظرات تافردا بالای 20بشه یه تک شات ویژه که به هیچ وجه توی متن فیک نیست فرداشب آپ میکنم تک شات سکس پارت حذف شده ی یوگمارکه 





نوع مطلب : Im Jaebum is mine، 
برچسب ها : 2jae، yumark،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 15 مرداد 1396 02:40 قبل از ظهر
آخییی استثنائا من دلم برا سوزی سوخت خیلی خورده تو ذوقش وقتی یوگمارکو با هم دیده
ولی خوب یوگمارکمون یه چیز دیگس خهخ :))
حالا هر چی...ولی بتره دیگه از یونگجه بکشی بیرون سوزی جان -_- عاقااا راسی چه خوب که جه بومم دوس داره یونگجه رو من فکر میکردم عشقشون یه طرفس...ایول دگ عاولی شد
جمعه 17 دی 1395 10:50 قبل از ظهر
جیغمن یوگمارک دوسدارمممنون که مینویسی
yugili خودمم عاشق یوگمارکم طاقت نیاوردم وواردفیکشون کردم
خواهش میکنم
پنجشنبه 16 دی 1395 12:03 قبل از ظهر
تااینجاش با اینکه کم بود ولی جالب بود منتظر ادامش و البته شاتی ک قول دادید هستم موفق باشید
yugili اون شات رو دیگه نمیزارم عزیزم چون قراربود نظرات20بشه که نشد
ممنونم ازت
چهارشنبه 15 دی 1395 11:45 بعد از ظهر
به نظر من که عالیه
البته من زیاد فنفیکای کره ای اونجا ندیدم
اونایی هم که دیدم واسه اکسو بودن تقریبا
ولی میدونی؟واتپد خیلی واسه داستان خوندن خوب و راحته اصن مخصوص فنفیکه
به نظر من اونجا هم آپ کن
هر تصمیمی گرفتی اعلام کن :)
yugili لطف داری توعزیزم
آره خودمم بیشتر درباره اکسو دیدم فیکشن توی واتپد
چشم حتما اعلام میکنم
چهارشنبه 15 دی 1395 09:37 بعد از ظهر
میگم لیلی چطوره داستانتو واتپد هم آپ کنی؟؟؟
yugili نمیدونم اینقدی خوب هست که اونجا هم آپ کنم؟
چهارشنبه 15 دی 1395 11:53 قبل از ظهر
ببخشید می خواستم به خاطر اون صحنه ی سوزی***با یانگجه بکشمت ولی خوب وقتی کامل خوندمش منصرف شدم
از یه دوجه لاور چه انتظاری برای بهترین دیالوگ داری معلومه که اعتراف جی بی که گفت یانگجه بی نقص از همه جاش بهتر بود
yugili
ای جان
سه شنبه 14 دی 1395 01:17 بعد از ظهر
سلام خخخیییلللیییی قشنگ بود
yugili سلام عزیزم خیلی ممنون
سه شنبه 14 دی 1395 11:33 قبل از ظهر
مرده شور کیبوردو ببرن من نوشته بودم سونگجه عاشق یونگجه بشه.و عکس سونگجه رو خوب کردی گذاشتی.انقد نوشتم یونگجه کیبوردم خودش سونگجه رو یونگجه میکنه
راستیییییی برید یونگجه رو ریتویت کنید عقبهههههه
(RT it!) Pick the best idol who writes music! 아이돌 천재 작곡가님들을 이 누추한 곳으로 모셔봤다. #YoungJae(영재) #GOT7
توییتر 1thek
https://t.co/eXGFpwcOHC
yugili
من ازروز اول دارم توییت میکنم
سه شنبه 14 دی 1395 09:02 قبل از ظهر
عالی اول خوب دقت نكردم بعدا خوب خوشم اومد
ججججججوووووووووووووووووننننننننن
یوگمارك عشق
yugili ممنون عزیزم
سه شنبه 14 دی 1395 01:48 قبل از ظهر
من فقط خراب اونجام ک چیبی میگه یادم نیست قبل از ده سالگیم دوست دختر داشتم یا نه._.
این قسمتم عالی بود
پوف من هنوز منتظر +18 ام._.
راسدی لیلی یکبار دیگه ایدی تلگرامتو میدی؟!
انگار اون ایدی اشتباه بود
یا اگه کانال یا گپ زدی واسه فیک لینکشک بزاری
ممنون میشم:)
yugili
ممنون عزیزم
قسمت +18یوگمارکش حذفیه خواستم اگه نظرزیادبود تک شاتی ویژش کنم که نظرااکم بودن
آره عوضش کردم واسه همین اونو میزنه اشتباهه yugili@ شده
گپ زده بودم اما بنابردلایلی حذف کردم
دوشنبه 13 دی 1395 09:45 بعد از ظهر
وای خدا قلبم
جیغغغغغ خیلی ذوق مرگ شدم وقتی فمیدم جی بیم میخوادش
yugili عزیزم
دوشنبه 13 دی 1395 03:52 بعد از ظهر
از تیلور سوییفت و زین مالیک
خیلی خوبه
فک کنم واسه قسمتای بعدی به درد میخوره
yugili حتمااا استفاده میکنم حالا که پیشنهاددادی
دوشنبه 13 دی 1395 03:10 بعد از ظهر
عاشق یوگمارکشم
کلا صحنه دوست
دختره ی .... نمیتونم فحشامو اینجا جا بدم
yugili
من نیز
بده راحت باش منم همراهیت میکنم
دوشنبه 13 دی 1395 10:47 قبل از ظهر
yugili
دوشنبه 13 دی 1395 10:23 قبل از ظهر
میدونستم جه بومم حواسش به سان شاینم هست.ای جانم دوجه ایز رلللللللللللل
صحنه ی برتر اخراش بود که جه بوم از دیدن اون دوتا باهم حسادت میکرد.
حرف ها هم حرف هایی بود که جی بی از خوشگلی و هیکل یونگجه حرف میزد.کیه که عاشق یونگجه نیست؟؟؟
نگو که یونگجه عاشق یونگجه میشههههههههههه
خوبه که عکس یونگجه هم اضافه شد
yugili یسسسس ریل فوراور


یونگجه عاشق یونگجه؟!
عکس یونگجه که بود همیشه سونگجه اضاف شد
دوشنبه 13 دی 1395 02:31 قبل از ظهر
آهنگ i dont wanna live forever هم به نظرم خیلی خوبه
شنیدیش؟
yugili از چه خواننده ای؟
دوشنبه 13 دی 1395 02:11 قبل از ظهر
دوست دختر سی و چهارم؟وای پاچییییییییییییدممممم
صحبتای مارک و یوگی عالی بود
لیلی سوزی رو از پسرام دور کن
راستی چرا این آهنگه اینقد خووووووووووووبههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟
yugili
زندگیمن جفتشون
دورش میکنم قول میدم
آهنگه مخصوص بعداز جشن وپارتی برای سکس دنسای تحریک کنندسواسه همین خوبه
یکشنبه 12 دی 1395 11:09 بعد از ظهر
سوزی! دلت میخواد بمیری؟!
جووون جووون یوگمارک
اوووووه 33-34 تا جی اف داشته جی بی؟؟ دمش گرم بابا ایوووول از ده سالگیم داشته
جیییییییییییییغ لیلی شانس اوردی دستت بهت نمیرسه این چی بودددد سوزی تو بغل یونگجهههههه نههههههههههههههههههههههه
درکل خیلی عالی بود فایتینگ
yugili من یاسوزی؟؟؟من که قصدمرگ ندارم اصلا
زندگیمه این کاپل

من معذرت میخوام واقعا
یکشنبه 12 دی 1395 11:04 بعد از ظهر
عاقا خیلی خوب بود من سوزی لاورم ها زیاد سوزی توی فیک منفی نباشه
yugili ممنون عزیزم
خودم هم سوزی رو دوسش دارماگرنه هیچوقت هیچ دختریو به هیچ یک ازاعضانزدیک نمیکنم تو داستانام ولی شخصیت بدتوی داستان به این معنی نیست که توواقعیت بده که فک کن یکی از نقش های سریال هاشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


اونیا نظر یادتون نره ها! خوش بگذره*--*

مدیر وبلاگ : Mahdis
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :